Tuesday, 5 June 2012

سال 2012


سال 2012

ما با صفات و کیفیت هایی به دنیا آمدیم که به ما امکان ایجاد جامعۀ متوازن و متعادل را نمی دهد و با وجودی که در مورد اینجامعه بسیار تلاش می کنیم ولی ماهیت ما باعث می شود که از انجام این عمل امتناع کنیم و حتی اگر تمام بشریت بخواهد با قوای خود ترتیبی به جامعه بدهد و آن را تا اندازه ای متوازن کند، به دلیل آن که از ابتدا با چنین نقصی  زاده شده ایم، تمام کوششها در این جهت بی نتیجه می شوند.
ما می توانیم پیرامون هر ایده ای برای پیوند، یگانگی و همبستگی هزاران سال بگردیم  باوجوداین موفق به انجام آن نمی شویم بلکه ابتکارات خودخواهانه، ما بدون در نظر گرفتن دیگران، سختی را افزایش می دهند. زیرا تنها نور والا ( حالتی خاص از آگاهی،  شناخت و احساس در درون یک جزء نسبت به اجزاء دیگر) می تواند این عمل را انجام دهد.

 ما اکنون هفت میلیارد نفر در کرۀ زمین هستیم. صفت خودخواهی ومنیت ما در طول تاریخ بسیار پیشرفته تر شده و در عاقبت به مرحله ای رسیده است که این سیستم به دایره ای تبدیل گشته که درون  آن همه باهم پیوسته هستیم. امروز ما می بینیم که چگونه پیچ و مهره های این سیستم فشرده تر می شوند و هر بار روابط جدید بین ما را آشکار می سازد.

در گذشته این ارتباط متقابل، آشکار نبود و اکنون پدیدار می شود. می توان گفت که این جریان از سال 1995 آغاز شد. در اوائل سدۀ گذشته، یهودا اشلگ در نوشته های خود بیان کرد که از این تاریخ به بعد، مردم جهان به افراد یک خانواده تبدیل خواهند شد.

به زودی سال 2012 فرا می رسید و فشار سیستم والا بر روی ما افزایش می یابد و هربار با رشتۀ دیگری از این شبکۀ ارتباط برخورد می کنیم که ما را بیشتر و بیشتر به صورت دو سویه به هم پیوند می دهد، زیرا این تقابل همان تعهد و همبستگی و یگانگی بین ما می باشد که در عاقبت یا بصورت مثبت و یا بصورت منفی آشکار خواهد شد.

طبیعت، ما را با فشار و بوسیله مشقات وادار می کند که با هم متحد شویم و تا هنگامی که به این هدف نرسیم فشار ادامه خواهد داشت. ولی سئوال آن است که تا چه حد باید زجر بکشیم تا بگوییم "کافی است! اکنون زمانی فرا رسیده که باید کاری برای اجتماع و جامعه انجام دهیم". با وجود این فعلا ما کمی به یکدیگر نزدیکتر شده ایم.


به هر حال تنها  نور والا می تواند ما را به صلح برساند و این نور فقط در ارتباط متقابل و صحیح بین ما آشکار خواهد شد و ما را به نحوی تغییر خواهد داد تا با تمایل شخصی و مستقل بخواهیم باهم متحد شویم، یا به صورت دقیقتر می توان گفت تا بتوانیم آنچه در واقع وجود دارد و تاکنون از چشم ما پنهان بوده است را ببینیم.

زیرا بخواهیم یا نخواهیم ما با یکدیگر همبسته هستیم و از همین جا بحران سرچشمه می گیرد. بحران جهانی آشکار شدن شکافی است بین آنچه هست و آنچه باید باشد. ارتباط متقابل و کلی، یک واقعیت است و بسیاری از محققان و متخصصان این امر را تایید می کنند. این رابطه بین ما وجود دارد ولی برای منیت ما، پیوند و مسئولیت متقابل، امری نامطلوب است و تنها نور والا می تواند این خواست یگانگی را به ما ببخشد و به غیر از نور هیچ چیزی به انسان برای تغییر صفت و طبعش کمک نخواهد کرد.

بیایید با همدیگر این نور را درخواست کنیم تا سال 2012  آغاز پیوند، یگانگی، اتحاد، وحدت و صلح در جهان باشد.

با تشکر از خانم ایلانا 

بخشی از درس مقالۀ "صلح در جهان" - 18.10.2011

No comments:

Post a comment